بازخوانی کدام تاریخ؟
محمد شکوهی
moshokohi@yahoo.de
جنبش اصلاحات حکومتی که با نام دوم خرداد به تاریخ پیوسته است، سرگرم بازخوانی تاریخ خویش و برپایی مراسم های 11 سالگی”حماسه اش” می باشد.جنبش حکومتی که 11 سال پیش از طرف بخشی از نیروهای حکومت و “بچه های سپاه و وزارت اطلاعات” و در اساس از درون حکومت و برای خرید فرصت برای بقای جمهوری اسلامی به راه افتاد.جنبشی که هدف حود را اصلاح طلبی حکومت جمهوری اسلامی به عنوان تنها راه تضمین بقای نظام و خارج کردنش از ضرب اعتراض و مبارزه سرنگونی طلبی مردم ایران قرار داده بود،توانست قدرت دولتی و اهرم های تعیین کننده سیاستهای کلان رژیم را دردست گرفته و “پیروزی” اصلاح طلبی حکومتی را جشن بگیرد.!
در اینجا قصد وقایع نگاری و یا نقد و ارزیابی از جریان دوم نیست.چرا که حزب کمونیست کارگری ایران و زنده یاد منصور حکمت به اندازه کافی درباره عروج و افول این جریان،اثرات و تبعات آن بر اوضاع ایران و صف بندی های نیروهای اپوریسیون،چند و چون شکل گیری و نیروهای تشکیل دهنده این جریان،افق های سیاسی و اقتصادی اش و بویژه علل شکست این جنبش،به خصوص نقش حزب کمونیست کارگری در به شکست کشاندن این پروژه،به موقع و با تشخیص درست و نقد همه جانبه آن پرداخته است.دخالتگری حزب کمونیست کارگری در این سالها و نقد بی امان مواضع احزاب و جریانات حامی دوم خرداد نمونه های برجسته به کارگیری متد نقد سیاسی از منظر دخالتگری در اوضاع سیاسی تاریخ معاصر ایران می باشد.
در اینحا بطور اجمالی به اوضاع احوال سیاسی ایران این دوره و نقش و جایگاه مبارزه مردم در به شکست کشاندن این پروژه و برخی رویدادهای سیاسی و مهم اشاره می شود. هدف اصلی این نوشته تاکید بر درستی سیاستها و جهت گیریهای حزب کمونیست کارگری در برخورد به کل پروژه اصلاحات حکومتی، و بازخوانی تاریخ این دوره از زاویه حزب کمونیست کارری ایران در مراجعه به نوشته های منصور حکمت و قطعنامه های حزب و یاد آوری و تاکید خواندن و مرور تاریخ و تحولات این دهه از منظر حزب کمونیست کارگری و دخالتگری کمونیزم کارگری در این دوره می باشد.
خواندن و مرور ادبیات این دوره حزب برای آشنایی نسل جوانی که امروز به حزب روی می آورند لازم و ضروری می باشد.در همین رابطه مقالات،نوشته ها و مصاحبه هایی که در نشریات حزبی در این مورد به چاپ رسیده است،با ذکر عنوان و موضوع لیست می شود تا خوانندگان بتوانند ضمن مراجعه به آن، نقش حزب و دخالتگریش را دیده و تصویر حزب از این دهه را مرور نمایند.دوره ای که یکی از مهمترین دوره های تاریخ فعالیت حزب بوده و مهر حزب را بر تاریخ و تحولات این دوره ایران و از جمله شکست پروژه اصلاحات حکومتی زده است. و اما مختصری در باره پروژه دوی خرداد!
“جنبش دوم خرداد و اصلاحات از درون و گشایش سیاسی، جامعه مدنی و شعار پر طمطراق” ایران برای همه ایرانیان”از اواسط سال 1376 با چهره و رهبرش خاتمی و در بطن یک بحران عمیق و نابوده کننده حکومتی،برای نجات نظام و رفع خطر سرنگونی اش توسط بخشهایی از درون حکومت به جلوی صحنه سیاست جامعه ایران پرتاب گردید.
هدف و استراتژی محوری این جریان مهار و کنترل اعتراض و مبارزات رو به رشد مردم بر علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی و مصادره این مبارزات به نفع جنبش اصلاحات حکومتی بود.یک نکته بر نظریه پردازان و تئوریسین های این جریان مسلم بود و آن اینکه چگونه می شود کل نظام را از زیرضرب مبارزات مردمی که جمهوری اسلامی نمی خواهند،سالم بدر برد،و هر اصلاحاتی که بخواهد صورت بگیربد باید “متناسب” با آرمانهای انقلاب اسلامی، یعنی” استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی” بوده و مزر بیرن خودی و غیر خودی ها و دشمنان نظام را ترسیم نماید.
با اعلام این جهت گیری اساس و جوهره این حنبش حکومتی در تدوین استراتژی”آرامش فعال، فشار از پایین و چانه زنی در بالا، تسامح تساهل، جامعه مدنی، جمهوریت و اسلامیت و.. خلاصه شد و اصولا قرار نبود کار دیگری به غیر از این در دستور خود بگذارد. مردمی که در جریان مضحکه انتخاباتی حکومت به کاندید حناج راست نه گفته بودند از فرصت و موقعیت شکننده حکومتی که از درون دچار دودستگی شده و افق روشنی در پیش رو ندارد، وارد صحنه سیاست می شوند.در این میان سران دوم خرداد هر روز جناح راست را به عنوان مسئول اعتراض مردم به وضعیت موجود معرفی کرده و در مقابل جناح راست دوم خردادی ها را سرزنش می کرد که “توقعات” مردم را بیهوده بالا نبرده و مرز میان نیروهای خودی و غیر خودی نظام را به هم نریزند.!
اما مردم در این میان هر روز بیشتر و مصمم تر از همیشه به طرح مطالبات و خواستهای برحق خود دست زده و عرصه را برای ناجیان دوی خردادی حکومت تنگتر کرده بودند.اوضاع در هم ریخته جناح راست و “پیروزی” دوم خرداد،موقتا ورق را به نفع دوم خرداد برگرداند.خاتمی رئیس جمهور شد و جریان اصلاح طلبی مجلس، دولت و ارگانهای مهم را در کنترل خود گرفت.مردم که دیگر مدتها بود که از دوی خرداد و خاتمی و جریان اصلاح طلبی عبور کرده بودند،نه تنها ناامید نشده و به خانه هایشان بر نگشتند،بلکه با گسترش اعتراضاتشان بیشتر از همیشه در صحنه سیاست دخالت کرده و روشنتر از هر زمان دیگری هر دو جناح حکومت را زیر ضرب گرفتند.
بعد از انتخاب خاتمی به عنوان رئیس جمهوری جدید حکومت و گرفتن ارگانها و مراکز اصلی قدرت از جناح راست،از نظر دوم خرداد اصلاحات “پیروز” شده و مردم باید به خانه هایشان برگشته و “منتظر” بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی خود می شدند.اما مردم نه تنها به خانه هایشان برنگشتند، بلکه با صدای رسا اعلام کردند که ما جنبش خودمان را به خیابان می آوریم. مردم دیگر متفق القول بودند که اصلاح حکومت جوکی بیش نیست،که اسلام و جمهوری اسلامی با هر جناح و دار و دسته اش اصلاح پذیر نبوده و تنها راه حل به گور سپردن کل نظام می باشد.این وضعیت حکومت در داخل بود. و اما در خارج وضعبت چگونه بود؟
در این میان رسانه های غربی در بوق و کرنا دمیده بودند که اصلاحات”پیروز”شد و خاتمی کسی است که غرب می تواند روی آن حساب باز کند. دیری نپائید که سران و نمایندگان دول غربی یکی پس از دیگری به استقبال این امر رفته و “سیاست انزوای جهانی جمهوری اسلامی” را کنار گذاشته و در صدد “جلب و جذب جمهوری اسلامی”به جامعه جهانی بر آمدند.دوم خرداد که در داخل با مردم معترض رو برو بود در خارج دنبال کسب مشروعیت برای رژیم بر آمد.در این دوره اکثر کشورهای اروپایی سیاست نزدیکی به حکومت اسلامی را در پیش گرفته و سفرایشان را برای برقراری روابط سیاسی روانه تهران کردند. همزمان برای اولین بار بانک های معتبر و صندوق بین المللی پول اعطای وام به ایران را تصویب کرد. خلاصه کلام در خارج حکومت دوم خرداد برای خودش حمایتهایی دست و پانمود.!
در کنارگسترش روابط جمهوری اسلامی با کشورهای اروپایی،جریان حکومتی دوی خرداد نمایندگان سیاسی و نظریه پردازانش را برای”تشریح مواضع اصلاح طلبی”روانه خارج نمود.در کنار این تحرک خیل دار و دسته های ملی و مذهبی به همراه هواداران خارج حکومتی جمهوری اسلامی در معیت ژورنالیسم دوم خردادی هوادار حکومت، بساط معرکه گیری” دموکراسی و پیروزی اصلاحات” را خارج ایران راه انداختند.در مدت کوتاهی از طیف های گوناگون اپوزیسیون مخالف و موافق رژیم خود یک ائتلاف ” ملی – اسلامی دوی خردادی” در دفاع از اصلاحات حکومتی را شکل دادند.!
تمامی این تحرکات سیاسی قرار بود به غرب بقبولاند که اسلام و جمهوری اسلامی “دموکرات” شده و اصلاح پذیر بوده و از “پشتوانه”مردمی برخوردار می باشد.جریان اصلاح طلبی حکومتی که اکنون دولت و ارگانهای مهم حکومتی را در دست داشت و پز دولت “اصلاح طلب” را به خود گرفته بود، با هر درجه از گسترش اعتراضات مردم بر علیه وضع موجود،بیشتر یاد جناح برادرش،حناح راست افتاده و درعمل شیوه ها و سیاستهای سرکوبگرانه این باند حکومتی را در پیش گرفت. سیاستهایی که در وقایع و اتفاقات بعدی،بویژه در مورد نوع برخورد با مطالبات و اعتراضات دانشجویان،کارگران و زنان نه تنها فرقی با شیوه های جناج راست حکومت نداشت،بلکه بی شرمانه سرکوب،تشدید جو خفقان و ترور را “به نفع تثبیت اصلاحات” دانست و هر چه از دستش برای سرکوب جنبش سرنگونی و اعتراضی بر می آمد کوتاهی نکرد.نمونه سرکوب خونین اعتراضات دانشجویان، کوی دانشگاه و 18 تیر و.. می باشد.دوم خرداد تازه متوجه “ظرفیت هایش” در سرکوب مبارزات مردم شده بود.!
اما مردمی که زمانی شاید اندک توهمی به این جریان داشتند،دیگر مدتها بود که فرقی بین دوجناح حکومتی نگذاشته و کل رژیم اسلامی را زیر ضرب اعتراض و مبارره شان گرفته بودند.بدین ترتیب اقشار مختلف مردم از دانشجویان،جوانان، و کارگران تا زنان تصمیم به ادامه مبارزه برای رهایی از شر نکبت اسلام و جمهوری اسلامی در دستور روز خود گذاشتند.نقطه اوج اقدام مردم در این مورد جنبش 18 تیر در دانشگاه و گسترش اعتراضات برعلیه کلیت نظام بود. 18 تیر به یک معنا روزتولد جنبش سرنگونی خواهی مردم ایران و نقطه عطف بزرگی در رویارویی مردم با کل نظام می باشد.در مدت کوتاهی اوضاع و توازن قوا داشت به نفع جنبش سرنگونی بر می گشت،که دار و دسته های حناح راست اعلام خطر نموده و جریان دوم خرداد متوجه خطر شده و رهبرش خاتمی فرمان سرکوب اعتراضات را صادر کرد. خاتمی و دوم خرداد وقاحت و بی شرمی را تا جایی بردند که مردم را “عامل بیگانگان” و مخلان نظم دانسته و از نیروی انتظامی خواست که “اقتتدارش” را در سرکوب مبارزات مردم به نمایش بگذارد.!
حادثه کوی دانشگاه و سرکوب وحشیانه دانشجویان و متقابلا رویارویی چند روزه مردم با حکومت، تبدیل به جنگ تمام اعیار خیابانی مردمی که جمهوری اسلامی نمی خواهند،شد.بدین ترتیب برای اولین بار جنبش سرنگونی طلبی مردم ایران در ابعاد میلیونی توانست به یک زور آزمایی با حکومت دست زده و تعرض به حکومت را به خیابانها بکشاند.دوم خرداد که اهرم های دولتی و نیروی سرکوب را در دست داشت با تمام قوا و برای دفاع از” کیان نظام” به سرکوب مردم پرداخت. علاوه بر اینها در طول چند ساله اول حکومت دوم خردادی ها وقایع و اتفاقاتی در خارج روی داد که بی تاثیر در کل روند شکست قطعی جریان اصلاح طلب حکومتی نبود.مهمترین این رویداد شکست کنفرانس برلین و دخالت حزب کمونیست کارگری در این وقایع بود.برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران یک حزب کمونیستی اعلام کرد که پای جمهوری اسلامی را در خارج کشور قطع خواهد کرد. درست زمانی که مدیای غربی و خیل هوادران خارج حکومت و بخشا دول اروپایی فرش قرمز زیر پای خاتمی پهن می کردند،حزب تصمیم گرفت که اجازه حضور به سران و مدافعین جمهوری اسلامی در خارج کشور ندهد.با دخالت حزب کمونیست کارگری کنفرانس برلین شکست خورد و همزمان با آن ایده اصلاح حکومت فاتحه اش خوانده شد.مردم در داخل ایران ضمن ابراز خوشخالی، امیدوار شدند که نیرویی هست که می تواند در برابر جانیان اسلامی ایستاده و زمین گیرشان بکند.
روند وقایع در دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی روز به روز به زیان دوم خرداد رقم می خورد. پایه های جنبش اصلاح طلبی حکومتی در میان مردم به کلی سست و بخشا از بین رفته بود.خود دار و دسته ها و باندهایی که خودشان را ” گروههای 18 گانه جبهه اصلاحات” می نامیدند،بتدریج از هم پاشیده شدند.خود اصلاحات و دوم خرداد الان موضوع اعتراض مردم به این دار و دسته ها شده بود. مطالبات مردم روز به روز بیشتر و بیشتر و توقعاتشان بیشتر می شد.وعده های گشایش در زندگی سیاسی و اقتصادی مردم دروغ از آب در آمده، مردم تره براشان خورد نمی کردند.
اما یک عامل مهمتر که نه فقط دوم خرداد، بلکه کل حکومت را با تمامی باندهای حکومتی اش به خود مشغول کرده بود و آن “خطر” سرنگونی نظام بود.دار و دسته های حکومت دیده بودند که هر درجه که مردم به صحنه آمده اند پر توفع تر و جسورتر شده،آشکارا علیه سران نظام شعار می دهند و اعلام کرده اند که جمهوری اسلامی نمی خواهند.این ترس واقعی بود.دوم خرداد در بدو سر کار آمدنش نیرو و پتانسیل این مردم را دیده بود.کشمکش بین حکومت و مردم روز به روز داشت به لحظات سرنوشت ساز نزدیک می شد.مردم دیگر مدتها بوده که از خاتمی و دوی خرداد عبور کرده و نه بزرگی به کلیت جمهوری اسلامی داده بودند.عروج و افول دوم خرداد در همان حال یکی از بحرانی ترین دوره های حکومت بوده که کلیت رژیم خطر سرنگونی و مردمی که مترصد به زیر کشیدنش یودند را به عین احساس کرده و برای سرکوب مبارزات رو به رشد مردم مثل همیشه سیاست سرکوب و دستگیری و ارعاب و زندان و اعدام را در دستور خود گذاشتند.دوره ای که بالایی ها نمی توانستند و پائینی ها نمی خواستند. مسئله قدرت سیاسی و تعیین تکلیف با آن به دوباره به خیابانها آمده بود.
در طول این سالها رویا رویی های مردم و حکومت ابعاد و اشکال به مراتب تعرضی تر و سازمانیافته تری به خود گرفته است.کشمکش بین مردم و حکومت و مبارزه مردم برای به زیر کشیدن کل نظام جمهوری اسلامی کماکان در دستور روز مبارزات کارگران و مردم در ایران بوده و تا تعیین تکلیف نهایی مردم با حکومت،که چیزی جز سرنگونی اش نمی باشد،ادامه دارد.در طول این دهه اشکال و شیوه های مبارزاتی مردم به مراتب پیشرفت های بزرگی کرده است.اگر 18 تیر سرکوب شد 13 آذر به جای 16 آذر به عنوان نقطه عطف های بزرگی در مبارزه مردم بر علیه حکومت ادامه دارد.حضور قدرتمند چپ و شعارها و مطالبات بشدت چپ و برابری طلب،شعار آزادی و برابری، دیگر مدتهاست که پای ثابت هر اعتراض و مبارزه مردم بر علیه حکومت شده است.به چپ چرخیدن جامعه، طرح شعار سوسیالیسم یا بربریت، تثبیت شعار آزادی و برابری در اعتراضات جاری،شعارهایی رادیکال و چپ در دفاع از حقوق زنان، کودکان و کارگران و …. همه و همه حاصل یک مبارزه پرشور، دخالتگر و چپ از نوع کمونیزم کارگری می باشد.حزب کمونیست کارگری ایران یکی از نیروهای اصلی و تعیین کننده در طول این سالها در به شکست کشاندن پروژه اصلاحات حکومتی بوده و بدون وجود این حزب، بدون دخالتگریش در این اوضاع روند وقایع و اوضاع احوال به مسیر دیگری می رفت.بی اگر نیست که این حزب و سیاستهایش در قلب میلیونها انسان جا بازکرده و این حزب را حزب خودشان دانسته و مهمتر از اینکه این حزب نشان داده که آماده است و می تواند منشا تغییر و اثر در زندگی میلیونها انسان در ایران باشد.به این حزب و به این تاریخ و مبارزه باید افتخار کرد،بادید پاسش داشت و به نسل جوان و به میلیونها انسان تشنه آزادی و برابری،به مردمی که خواهان تغییر از همین امروز در زندگی شان هستند،باید گفت به حزب کمونیست کارگری ایران بپیوندید. !
محمد شکوهی
3 خرداد 1387 23 مه 2008
در همین جا لیستی که در بالا به آن اشاره شد ضمیمه می باشد.
لیست برخی از مهمترین مقالات و نوشته هایی که در این دوره درارگانها و مدیای حزب آمده یا نشریات حزبی به چاپ رسیده است. برای خواندن مطالب لطفا روی کلمه html کلیک کنید. علاوه بر این در سایتهای زیر نیز این مطالب در دسترس می باشند.
http://www.wpiran.org
http://www.rowzane.com/
http://hekmat.public-archive.net
*انتخاب خاتمى و عروج مجدد اپوزيسيون طرفدار رژيم- قطعنامه دفتر سياسى html
*بدنبال انتخاب خاتمى – گفتگو با نشريه انترناسيونال فايل html
*جنگ بازنده ها ـ اطلاعيه دفتر سياسى در مورد رويدادهاى اخير ايران html
*مصاحبه درباره رويدادهاى سياسى ايران html
* جنبش توده اى براى سرنگونى رژيم آغاز ميشود html
*زندگى بعد از دوم خرداد- راديو انترناسيونال htm
* عبور از خاتمى- html
* جنگ اسم رمزها html
*اين سيد اهل گلاسنوست نيست htm
*ريشه هاى دوم خرداد- پرده آخر htm
*سه جنبش، سه آينده- پرده آخر htm
*ظهور قطب سوم- پرده آخر html
*يادداشت هايى درباره بحران سياسى رژيم اسلامى- پرده آخر html
*جمهورى اول جمهورى آخر html
*نزاع جناحها و چشم انداز آينده html
*جناح هاى حکومت بعد از مجلس ششم html
html* کنفرانس برلين و جناحهاى حکومت اسلامى- مصاحبه با راديو انترناسيونال
*درسهاى بديهى برلين html